تبليغاتX
هزار درنای کاغذی
               

جاده بریزبین به سیدنی زیباترین جاده ای بود که تا حالا دیدم. اگر دلتون میخواد 1000 کیلومتر توی جنگل و دشت رانندگی کنید،تاکستانهای وسیع و مزارع بزگ شراب سازی رو ببینید،رودخونه های پر آب و بزرگ رو ببینیدو هی پیش خودتون تصور کنید سرچشمه این رودخونه ها کجا میتونه باشه،اگر هی توی مسیر دلتون میخواد این باغ های بزرگ و قشنگ هانتر ولی رو از نزدیک ببینید و از زیبایی اونها نفستون بند بیاد و برای تعریف از زیبایی هاش واژه کم بیارید حتما یه بار این مسیر رو زمینی برید.

پ.ن: عکسهای بیشتر رو اینجا و اینجا ببینید.

۱

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 15:3 توسط درنای کاغذی |

نوبت به من که رسید از کشور من پرسیدی.
من هم برایت از ایران گفتم.از چهار فصل . از جنگلهای شمال. از بهار ایران. که چقدر زیباست. پرسیدی کار هم میکردی ؟ گفتم آره. با صورتی که شبیه به یک علامت سوال بزرگ شده بود پرسیدی پس چرا اومدی اینجا؟ و من مونده بودم که با همه دانش زبان انگلیسیم چجوری حرف سی سال زندگی رو برات در سه دقیقه توضیح بدم.
 
 
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 12:5 توسط درنای کاغذی |

کلاس ما تشکیل شده از ملیت های مختلف. روس ،برزیلی ، تایلندی ،هندی ،ایرانی، نپالی ،قیلیپینی و قزاق....امروز سر کلاس هر کدوم باید ۳-۴ دقیقه درباره تفاوت های فرهنگی کشور خودمون با استرالیا صحبت میکردیم.

ایرانی اول- تو کشور استرالیا همه جا اینترنت وجود داره! از ده دوازده سال پیش توی استرالیا مردم از اینترنت استفاده میکردند! اینجا همه جا اینترنت وجود داره. تو مراکز خرید... .در حالی که تو کشور ما پنج یا شش سال هست که اینترنت اومده.( در نظر داشته باشید من خودم اولین آدرس ایمیل رو ۱۲ سال پیش ترم اول دانشگاه که بودم ساختم) تو شهر های کوچیک اینترنت وجود نداره! تو ایران مردم زیاد از اینترنت استفاده نمیکنند. آموزش الکترونیکی در ایران وجود نداره و من خیلی خوشحالم که اومدم استرالیا

ایرانی دوم: در فرهنگ کشور ما زن ها باید همه جای خودشونو بپوشونند. و در این زمان با دست از گردن تا  کف کفشش رو به اصرار به عنوان ناحیه مورد پوشش داره نشون میده. حتی موهاشون رو باید بپوشونند. این فرهنگ ما است.(و در نظر داشته باشید من به عنوان سمبل فرهنگ ایرانی با تیشرت و شلوار جین نشستم سر کلاس) ما توی ایران نهار سنگین میخوریم ولی تو استرالیا نهار سبک میخورند. من نمیدونم اگر برم سر کار با این نهار سبک چکار باید بکنم؟

ایرانی سوم: من اسمم عبدالله است. این یه اسم عربیه! ما عرب نیستیم .من اصلا این اسم رو دوست ندارم.لطفا منو نیما صدا کنید.فرهنگ کشور من به ۲۵۰۰ سال پیش بر میگرده. تو کشور من الان بهاره و اونجا دارند سال نو رو جشن میگیرند. ولی اینجا زمستونه. بنزین اینجا خیلی گرونه ولی ما تو ایران ۱۰ لیتر بنزین میخریم ۱ دلار و این نشون میده ما کشور ثروت مندی هستیم.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 13:1 توسط درنای کاغذی |

دیشب از بانک پول می خواستیم. کارت رو که وارد کردیم نیکی رمز رو اشتباه زد. بعد یادش اومد رمز رو نیاورده ! انصراف داد و کارت رو گرفت.

امروز صبح (روز تعطیل) به موبایل نیکی زنگ زدند و گفتند دیشب یه نفر رمز کارت شما رو اشتباه زده. مشکلی پیش اومده؟ نیکی توضیح داد که خودش بوده. وقتی مطمئن شدند که کسی کارت رو ندزدیده از ما و یا گم نشده تشکر کردند و خداحافظی کردند

+ نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 5:36 توسط درنای کاغذی |